روانشناسان ترک ثابت کردند که مهمترين عامل طلاق ازدواج است.
كانن سريعترين دوربين دنيا را ساخت .. اين دوربين مي تواند از خانومها در لحظه اي كه دهانشان بسته است عكس بگيرد .
نوشته شده توسط حامد در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 1:11 موضوع | لینک ثابت
كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم

" در فلق بود كه پرسيد سوار"
آسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت
"" نرسيده به درخت
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است
مي روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ ، سر بدر مي آرد،
پس به سمت گل تنهايي مي پيچي ،
دو قدم مانده به گل ،
پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني
و ترا ترسي شفاف فرا مي گيرد
در صميميت سيال فضا ، خش خشي مي شنوي
كودكي ميبيني
رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او مي پرسي
خانه دوست كجاست""
نوشته شده توسط حامد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 14:15 موضوع | لینک ثابت
" ... زندگی چیست؟ نان،آزادی،فرهنگ،ایمان و دوست داشتن...
ایمان و دوست داشتن، این دو بس است.
نان؟من هیچ گاه گرسنه نبوده ام.
آزادی؟ همین است آنچه که ندارم.
فرهنگ؟ خدا را سپاس که غنی ام؟
ایمان؟ زندگی ام جز در آن نگذشته...؟
دوست داشتن: وای که چقدر دل من می تواند دوست بدارد. "
نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 1:3 موضوع | لینک ثابت
![]()

توضیح (بخوانید عذر بدتر از گناه) ناجا در این باره (بازتاب):
«در پي انتشار اخباري در بعضي از سايتها مبني بر برخورد خشن عوامل گشت ارشاد با يك زن در ميدان هفت تير تهران، رئيس مركز اطلاعرساني پليس تهران از بررسي دقيق و همه جانبه اين موضوع در پليس خبر داد.
سرهنگ مهدي احمدي در گفتوگو با فارس در خصوص چگونگي جزئيات حادثه به وقوع پيوسته در ميدان هفت تير تهران گفت: مأموران گشت ارشاد در ميدان هفت تير در حال تذكر به تعدادي از افراد بدحجاب بودند كه يكي از مأموران متوجه فيلمبرداري دختر جواني از طريق تلفن همراه از اين صحنه شد و از وي درخواست كرد تا براي ارائه توضيحات به همراه عوامل گشت به مقر پليس بيايد.
وي گفت: مقاومت فرد مورد نظر براي اعزام به پايگاه پليس باعث بروز درگيري فيزيكي بين مأموران زن و دختر مورد نظر شد كه اين امر تجمع مردم را در پي داشت.
سرهنگ احمدي گفت: فرد مذكور هيچ ارتباط و يا نسبتي با افراد مورد ارشاد نداشته و پليس تهران بررسي همه جانبه خود را درباره اين موضوع آغاز كرده است كه در اين زمينه در آينده نزديك اطلاعرساني ميشود.»
من نمیفهمم چرا ذزهای تعقل در این قوم نیست. اگر عملکرد پلیس این همه افتخار آمیز و قانونیه که فیلمبرداری از اون باید خوشحال کننده هم باشه. مگر این که حضرات خودشون به وحشیانه بودن رفتارشون معترف باشن و اون رو مایهی آبروریزی نظام بدونن که گویا این گونه است. اگر نه چرا باید بیچاره زنی به خاطر ثبت عملکرد «مثبت» (!) پلیس اینگونه غرق خون باشه؟
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 1:43 موضوع | لینک ثابت
معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز
یک با یک برابر بود
سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت :
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
یا که زیر صربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
یک با یک برابر نیست
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 1:16 موضوع | لینک ثابت
قبل از ازدواج
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پسر :بله،بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته
دختر : مي خواي من برم ؟
پسر : نه. حتي فكرش روهم نكن
دختر : دوستم داري ؟
پسر : البته !
دختر : تا حالا به من خيانت كردي ؟
پسر : نه ! چرا حتي يك همچين حرفي را مي زني ؟
دختر : منو مي بوسي ؟
پسر: بله
دختر: منو كتك مي زني ؟
پسر:امكان نداره ! به قیافه من مياد همچين آدمي باشم
دختر: مي تونم بهت اعتماد كنم؟
پسر: بله
حالا بعد از ازدواج
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مي توانيد همين گفتگو را از پايين به بالا بخواني
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیستم خرداد 1386 ساعت 16:6 موضوع | لینک ثابت
![]()
دختر ها:
۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن![]()
پسر ها:
۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا بد و بيراه ميگن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲- تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا بد و بيراه ميگن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا بد و بيراه ميگن
۲0- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲1- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲2- صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲3- نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
۲4- بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
۲5- چند تا بد و بيراه ميگن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
۲6- توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲7- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
29- سريع برميگردن توی آشپزخونه
30- تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
32- دنبال ظرفهای مسی ميگردن
33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
38- روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا بد و بيراه ميگن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا بد و بيراه ميگن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا بد و بيراه ميگن
نوشته شده توسط حامد در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 1:32 موضوع | لینک ثابت
![]()
پسرها:
۱- با ماشين ميرن سراغ بانك، پارك ميكنن، ميرن دم دستگاه عابر بانك
۲- كارت رو داخل دستگاه ميذارن
۳- كد رمز رو ميزنن و مبلغ درخواستی رو وارد ميكنن
۴- پول و كارت رو ميگيرن و ميرن![]()
دخترها:
۱- با ماشين ميرن دم بانك
۲- توی آينه آرايششون رو چك ميكنن
۳- به خودشون عطر ميزنن
۴- احتمالا" موهاشون رو هم چك ميكنن
۵- توی پارك كردن ماشين مشكل پيدا ميكنن
۶- توی پارك كردن ماشين خيلی مشكل پيدا ميكنن
۷- بلاخره ماشين رو پارك ميكنن و ميرن دم دستگاه عابر بانك
۸- توی كيفشون دنبال كارتشون ميگردن
۹- كارت رو داخل دستگاه ميذارن، كارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
۱۰- كارت تلفن رو ميندازن توی كيفشون
۱۱- دنبال كارت عابر بانكشون ميگردن
۱۲- كارت رو وارد دستگاه ميكنن
۱۳- توی كيفشون دنبال تيكه كاغذی كه كد رمز رو روش يادداشت كردن ميگردن
۱۴- كد رمز رو وارد ميكنن
۱۵- ۲ دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- كنسل ميكنن
۱۷- دوباره كد رمز رو ميزنن
۱۸- كنسل ميكنن
۱۹- به باباشون زنگ ميزنن كه طريقهء وارد كردن كد صحيح رو براشون بگه
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميكنن
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده
۲۴- بيشترين مبلغ ممكن رو درخواست ميكنن
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم ميذارن
۲۶- پول رو ميگيرن
۲۷- برميگردن به ماشين
۲۸- آرايششون رو توی آينه چك ميكنن
۲۹- توی كيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
۳۰- استارت ميزنن
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانك
۳۴- از ماشين پياده ميشن
۳۵- كارتشون رو از توی دستگاه عابر بانك برميدارن
۳۶- سوار ماشين ميشن
۳۷- كارت رو پرت ميكنن روی صندلی كنار راننده
۳۸- آرايششون رو توی آينه چك ميكنن
۳۹- احتمالا يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
۴۰- راه ميفتن و ميندازن توی خيابون اشتباه
۴۱- برميگردن
۴۲- ميندازن توی خيابون درست
۴۳- پنج كيلومتر ميرن جلو
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميكنن (ميگم چرا انقدر يواش ميره ها!)
۴۵- به حركت ادامه ميدن
نوشته شده توسط حامد در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 1:24 موضوع | لینک ثابت
|
5 روش آزار همسر محترمه |
|
|
هشدار: تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما" قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد روشهای آزار همسر محترمه 1- درهنگام تولد همسر گرامی برخلاف میل او شمع به تعداد سالهای تولدش یا حتی چندتا بیشتر تهیه کنید --- 2- قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتباط تلفن قطع شود تا علاوه بر آزار، چند صد هزار تومونی صرفه جويي اقتصادی به دنبال داشته باشد --- 3- عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم ، چی بودم و چی شدم --- 4- در هنگام سرو شام در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید --- 5- در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید دیوانه هم این رنگ را میپسندد --- هشدار: تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما" قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد | |
نوشته شده توسط حامد در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 1:9 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه ششم خرداد 1386 ساعت 14:43 موضوع | لینک ثابت
۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید ![]()
۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق![]()
۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید![]()
۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید![]()
۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید ![]()
۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!![]()
۷- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید![]()
۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید![]()
۹- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید![]()
۱۰- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید![]()
۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون ![]()
۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید![]()
۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید ![]()
۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!![]()
۱۵- همواره از زیبای ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید![]()
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 20:25 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 11:37 موضوع | لینک ثابت
1-خروس رو سرشو ميبرن و ميگن اين مرغه! بيايين گوشت مرغ بخورين
2-به خورشيد ميگن : خورشيد خانم! ماه هم که اسم دخترانه است: مهتاب و مهواره و مهپاره و ماهرخ و ...
3-جنس ظريف رو اوس کريم اسمشو گذاشته زن! (جنس خشن و کلفت هم که مرده!)
4-تو ازدواج ميگن طرف عروسي کرده! نميگن طرف دامادي کرده!
5-تو همه جاي دنيا اگه جنگي اتفاق بيفته(که ميفته) ميگن : اونا حتي به زنها و بچه ها هم رحم نکردن! بس مردها آدم نيستن؟ مستحق کشته شدن و اسير شدن هستند؟!؟
6-همش مردها بايد برن خط مقدم و رودر رو با دشمن بجنگند ولي زن ها پشت جبهه خدمت ميکنن!
7-هرجا بخوان يه چيز خوب و زيبا رو مثال بزنن ميگن : عروسه! خيلي مامانه! نميگن داماده! يا خيلي بابائه!
8- کلمه بي غيرت کلمه اي هست که فقط به مردها ميگن!
9-رو در و ديوار مينويسن : بي حجابي زن از بي غيرتي يا بي ناموسي شوهر است! (مثل اينکه خود زنها هيچ تقصيري در بي حجابي ندارن!
۱۰-ميگن دختر براي خانواده رحمته و پسر براي خانواده زحمته!
11-اسم گلهارو رو دخترها ميزارن و اسمهاي کت و کلفت مثل اکبر! قاسم! غضنفر و ... رو رو پسرها ميزارن
12-در امر خطرساز ازدواج مرد بايد ماشين و خانه و پول و کار و هزارتاچيزه ديگه داشته باشه ولي زن کافيه که-بدگل نباشه! (بدگل متضاد خوشگل است!)
13-به زن هاي زيبا ميگن : خوشگل - مامان و (ديگه رومون نميشه زياد بگيم!) ولي به مرد زيبا ميگن : خوشتيپ - خوش هيکل - قرتي! بچه ننه! سوسول! ژيگول اتو کشيده! و هزار چيز ديگه!
14-به زنها ميگن : پاکدامن - با حيا - با نجابت و ... ولي به مردا ميگن : هيچي نميگن!
15-هميشه مرد ميره دنبال سربازي و کار و زندگي و تشکيل خانواده و ... ولي زن ها تو خونه ميشينن ... تازه اگه يه وقت زني بره کارکنه ميگن : ننگ به شوهر و برادر و پدر بي غيرت اين دختر!! اين دلايل براي مظلوم بودن مردان کافيه يا نه؟!؟
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 ساعت 13:52 موضوع | لینک ثابت
دفتر مقام معظم رهبری
یه چند روزه گم شده
تورو خدا هر کی پیدا کرد بگه
فردا امتحان داره
نوشته شده توسط حامد در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت
نام عنصر: زن
وزن اتمي : ۶/۵۳كيلوگرم در حالت استاندارد-اما داراي انواعي از ۴۰ تا ۲۰۰ كيلوگرم.
خواص فيزيكي
۱-شكل ظاهري: سطح آن معمولا با لايهاي از مواد رنگي پوشيده شده است.
۲- نقطه جوش وانجماد: بي دليل و ناگهاني جوش مي آورد؛بي دليل و ناگهاني منجمد مي شود.
۳-مزه: در صورت كاربرد نادرست-به شدت تلخ است.
۴- تغيير پذيري: بي نهايت
۵- ضربه پذيري: صفر
خواص شيميايي
کاربردهای معمولی
نوشته شده توسط حامد در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 15:24 موضوع | لینک ثابت
ممکن است از خود بپرسید که چرا این سایت اینقدر خوب پورسانت می دهد؟
اين سايت بر اساس جذب زيرمجموعه به شما ماهيانه پورسانت ميدهد. تازه هيچ پولي هم بابت ثبت نام از شما نميگيرد. ثبت نام شما کاملاً مجانی است. کار شما در اين سايت فقط جذب افراد ( بازديد کننده ) ميباشد. هر چه قدر بيشتر زيرمجموعه داشته باشيد. پول بیشتری می گیرید. اين سايت نه تنها براي افرادي که شما مستقيماً خودتان انها رو معرّفي ميکنيد ، بلکه براي افرادي که بعد ها از طريق زيرمجموعه هاي شما در سايت عضو ميشوند هم به شما پورسانت ميدهد. درآمد در اين سايت به اين صورت ميباشد:
|
مرحله |
تعداد زيرمجموعه در هر مرحله |
ميزان درآمد کسب شده در هر مرحله |
|
1 |
10 نفر |
ماهيانه 1 دلار |
|
2 |
100 نفر |
ماهيانه 10 دلار |
|
3 |
1000 نفر |
ماهيانه 100 دلار |
|
4 |
10000 نفر |
ماهيانه 1000 دلار |
|
5 |
100000 نفر |
ماهيانه 10000 دلار |
|
6 |
1000000 نفر |
ماهيانه 100000 دلار |
نوشته شده توسط حامد در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 20:27 موضوع | لینک ثابت
۱.صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین.
۲.روی ماشینتون بوق های شیپوری نصب کنین.
۳.وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده.
۴.وقتی کسی در یک جمع جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود.
۵.چاقی و بزرگی شکم دوستتون رو مرتب بهش یاداوری کنین.
۶.بادکنک بچه ها رو بترکونین.
۷.مرتب اشتباهات گرامری و لغوی دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بخندین.
۸.وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه می کنه بهش بگین که موی بلند بیشتر بهش میاد.
۹.بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین.
۱۰.ایمیل فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین.
۱۱.توی کنسرت های موسیقی بزرگ و هنری،بی موقع دست بزنین.
۱۲.هر جایی که می تونین ادامس جویده تون رو جا بذارین.(توی دستکش دوستتون بهتره)
۱۳.حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قندون بذارین.
۱۴.نصف شبها با صدای بلند تو خواب حرف بزنین.
۱۵.دوستتون که پاش تو گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین.
۱۶.عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین.
۱۷.پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین.
۱۸.با پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبرویش که اونطرف خیابونه رو بپرسین.
۱۹.شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس رو عوض کنین.
۲۰.موقع عکس رسمی انداختن برای هر کسی که جلوتونه شاخ بذارین.
۲۱.توی ظرف های اجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندق های دهان بسته بذارین.
۲۲.شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین.
۲۳.توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط اب های جمع شده رد بشین.
۲۴.توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین.
۲۵.جای برچسب های قرمز و ابی شیرهای اب توالت هتل ها رو عوض کنین.
۲۶.یکی از پایه های صندلی استاد رو لق کنین.
۲۷.توی مهمونیا مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه.
۲۸.چراغ توالتی که مشتری داره و کلیدش بیرونه رو خاموش کنین.
۲۹.ورقه های جزوه ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین یا بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین.
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 ساعت 14:17 موضوع | لینک ثابت
راهنمای ازدواج کردن
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین .
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه نهم بهمن 1385 ساعت 17:19 موضوع | لینک ثابت
ye zoj dar avayele 60 salegi ,dar yek restoorane koochak va romantic 35omin salgarde ezdevajeshoono jashn migereftan , nagahn ye parie kochooloo sare mizeshoon zaher shod va goft : chon shoma zoji hastin keh in chenin mesalzadani kenare ham hastin va dar tamame in moddat beh ham vafadar boodin, har kodoometoon mitoonid ye arezoo konid . khanoom goft :emmmmmmmm ,man mikham ba hamsaram dore donyaro safar konam . pari choobe jadooesho tekoon dad va ajji majji la tarajji 2ta belite baraye khotoote mosafer barie QM2 dar dastesh zaher shod . hala nobate agha bood chand lahze fekr kard va goft : khob in kheili romantikeh vali chenin mogheyyati faghat 1 bar dar zendegy nasibe adam misheh
azizam vali arezooye man ine keh hamsari 30 sal javantar az khodam dashtam khanoom va pary vaghean na omid shode boodan ,vali arezoo arezooe digeh !!!! pari choobe jadoosho charkhoondo ajji majji latarajji va agha 92 sale shod !!!!!
payame akhlaghie in dastan:
1_mardha shayad nasepas bashan vali pariha moannas hastand
2_i'm not in feminism
3_restooran narid
4_pari jizze
5_ khosh bashin
نوشته شده توسط حامد در جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت 12:52 موضوع | لینک ثابت
|
جشنواره فیلم قزوین پایان یافت و به برندگان تندیس کون بلورین اهدا شد: | ||
نوشته شده توسط حامد در شنبه دوم دی 1385 ساعت 23:46 موضوع | لینک ثابت
يک پسر خوب امضاء گواهي نامهاش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد.
يک پسر خوب تا زماني که يک خانم محترم کنارش نشته با سرعت بالاي 5 کيلومتر در ساعت حرکت نميکند.
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 5 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند.
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقدهاي بازي بر نميآيد.
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ، ماشين نقاشي نميکشد.
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشيبازي در نميآورد.
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري، خيابانهاي شهر را متر نميکند.
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود.
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند.
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبويي شده و چشمش را به آسفالت ميدوزد.
يک پسر خوب روزي 10 بار هوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند.
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند. ( نکته کنکوري)
يک پسر خوب 1 ساعت در حمام، آهنگ جوادي يساري نخوانده و براي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند.
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد.
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند.
يک پسر خوب از سن 15 سالگی از پدرش پول تو جيبي نگرفته و خودش کار ميکند.
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد، بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 20 سالگي خود باشد.
يک پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايي نکرده وبلاگنويس شد، بر حسب اتفاق از هر 10 کامنت او 9 عددش متعلق به دختران نيست. (البته استثناء هم دارد)
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي «اصغر» به او «رامتين»، «نيما» و چيزهاي ديگر بگويند.
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غربزده جو گير نشده و لحاف کرسي قرمز خالخال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو و خشک خود را جر نميدهد.
يک پسر خوب هر روز ساعت 6 بيدار شده و حد اکثر تا ساعت 7:30 سه نمونه از انواع رايج نان تازه را تهيه و براي صبحانه به خانه ميآورد.
يک پسر خوب اگر 3 بار مکررا براي خريد از خانه يرون رفته و باز هم با يک ليست 1 متري مواجه شد، غرغر نميکند.
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نميزند تا همه سير و پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غدا خوردن مينمايد.
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نامربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد.
يک پسر خوب اسم شرکت در جشن تولدهايي که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نميآورد.
يک پسر خوب تا قبل از سن 22 سالگي فکر زن گرفتن را از سر خود بيرون ميکند.
يک پسر خوب تا قبل از ازدواج 10 بار عاشق نشده و هر دفعه ادعاي وحدت در عشق نميکند.
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل ميکند.
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند «خر» و «الاغ» به کار نميبرد.
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخيهاي نامربوط از قبيل حراج لفظي «عمه» و همچين «خواهر» و «مادر» هستند، امتنا ميکند.
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 9 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و 3 متر به بالا نميپرد.
يک پسر خوب هيچ گاه بوي عطر مشکوک به خصوص «عطرهاي زنانه» را نميدهد.
يک پسر خوب براي رفتن به مراسم خواستگاري لااقل دو عدد مينيبوس تهيه ميکند.
يک پسر خوب موقع رفتن به خواستگاري براي نشان دادن عظمت خانوادگي گذشته از تمامي فاميل هاي درجه يك، دو، سه، چهار و الي آخر، از آقا رضا بقال محترم محله! حاج علي قصاب محترم و مابقي کسبه محل، به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت به عمل ميآورد.
يک پسر خوب براي شروع زندگي مشترک نياز به عشق و محبت دو طرفه نداشته و فقط کافيست عمه خانم بزرگ فاميل تائيد کنند: دختر شمسي خانم، خاله مادرشون، دهانش بو نميدهد و شوهرداري بلد است.
يک پسر خوب براي حفظ حرمت فاميل عظيمالشان پا روي عشق و دلش گذاشته و با دختر عموي نافبريدهاش که به خواست خدا دماغش به قاعده چماق و هيکلش به سان خرس است مزدوج ميشود.
يک پسر خوب عيد به عيد يادش نميافتد که بايد دندانهايش را مسواک بزند و اين کار را هر شب انجام ميدهد.
يک پسر خوب در کلاس درس و در حضور تني چند از خانمهاي محترم، شصتش را تا انتها در دماغ مبارک فرو نميکند و يک چرخش دوراني به آن نميدهد.
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 2 ساعت جلوي آئينه نميايستد و بزک نميکند.
يک پسر خوب بجاي سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويي اقتصادي کرده باشد.
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامي، وزارت بهداشت، وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد.
يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا آبروي کل خاندان را بر باد دهد.
يک پسر خوب در مهمانيهاي خانوادگي نوشدنيهاي غيرمجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايتنامه رسمي و کتبي پدر محترم، استعمال ميکند.
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين و پليسهدار و يا شورت مامان دوز و رکابي، همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد.
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري، هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 20 تا 60 سال ديد سوار کرده و به مقصد ميرساند.
و هزار چيز ديگر كه خودتون بهتر از من ميدونيد!
نوشته شده توسط حامد در شنبه دوم دی 1385 ساعت 13:42 موضوع | لینک ثابت
يه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه.
يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نميمونه (نکته مهم المپياد)
يه دختر خوب به خاطر بعضي مسائل چترش را باز نميکنه.
يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه، چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا، کل کل کنه؟
يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره چندصد تا دروغ نميگه.
يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نميپيچونه.
يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نميکنه.
يه دختر خوب به خاطر اينکه بهش گفتن بي ادب گريه نميکنه.
يه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره.
يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنميداره بندازه رو سرش، مثل روسري.
يه دختر خوب عقدههاش رو با فرار از خونه خالي نميکنه.
يه دختر خوب با همسايشون که خوشگلتره لج نميشه.
يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه، باباشو اونقدر تو خرج نمياندازه.
يه دختر خوب وقتي بهش نگاه نميکنن، به راههاي مختلف، خود نمايي نميکنه (باز هم نکته كنكوري)
يه دختر خوب باباش هر چي بگه، گوش ميکنه، نمياد پيش مامانش ننه من غريبم بازي درآره.
يه دختر خوب بيشتر از 10 دقيقه توي WC نميمونه (نکته مهمتر از کنکور)
يه دختر خوب هيچوقت بدون گواهينامه رانندگي نميکنه که بعدش که گرفتنش، اشک تمساح بريزه.
يه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضايع نميکنه.
يه دختر خوب وقتي معني ترانههاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست که واسه کلاس اونا رو گوش بده.
يه دختر خوب توي قرار با پسر، کلاس زورکي نميآد و پدر کارمند بيچارهاش رو مديرعامل و رئيس قلمداد نميکنه.
يه دختر خوب ديگه به دختر افغانيها حسودي نميکنه.
يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش ميترکيد چند صد تا عيب و ايراد روي پسر نميزاره.
يه دختر خوب، شب زود نميخوابه که صبح زود بيدار بشه که بتونه صافکاري و نقاشي کنه.
يه دختر خوب خودش رو، زوري توي دل کسي، نبايد راه بده.
يه دختر خوب براي اينکه مورد توجه قرار بگيره، اسمشو عوض نميکنه (صغرا: هاني - کبري: ماني)
يه دختر خوب براي اينکه توي مهموني تحويلش بگيرن، قيافه نميگيره و اداي آدم پولدارا رو در نمياره.
يه دختر خوب، پشت سر حتي حيوانات هم غيبت نميکنه.
يه دختر خوب از دماغ فيل نميافته.
يه دختر خوب از اجراي هر گونه قرقره بازي (جت اسکي، اسکيت و امثال اون) در مقابل پسرها خودداري ميکنه.
يه دختر خوب با 25897 نفر که تيريپ نميريزه!
يه دختر خوب اولاً دوچرخه سواري نميکنه، حالا ميخواد بکنه، بكنه، جنبه هم داشته باشه.
يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر کسي که روش کليد کرده، باباشو توي منگنه قرار نميده که بابا تندتر برو!
يه دختر خوب عکسهاي پسر خوشگلا مانند: حميد گودرزي شادمهر عقيلي، محمدرضا گلزار و غيره رو به در و ديوار اتاقش نميچسبونه.
يه دختر خوب سوار هر ماشيني نميشه (پيکان 47 و امثال آن)
يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي خودنمايي ندارد، از همسايگانش قرض نميکنه.
يه دختر خوب راه به راه از اون کوفتيا نميماله که فردا هم سرطان بگيره و انتظار ترحم داشته باشه.
يه دختر خوب، بايد خوب باشه، نه اينکه اداي خوبا رو دربياره.
نوشته شده توسط حامد در شنبه دوم دی 1385 ساعت 13:24 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط حامد در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 ساعت 23:37 موضوع | لینک ثابت
فيلم هاي برگزيده قم: 1- عبا قرمزی ۲ - عمامه اي براي دو نفر 3- من حسن شيخ 15 سال دارم
4- آخوندي از قفس پريد 5- اين آخوند حرف نمي زند 6- آخوندي با کفشهاي کتاني 7- آخوندي در آتش!
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه ششم آذر 1385 ساعت 23:33 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ساعت 1:28 موضوع | لینک ثابت
گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.....
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 ساعت 1:11 موضوع | لینک ثابت
میدونی معنی کلمه ی love چیه؟
l : لایق دوست داشتن بودن
o:امیدوار بودن به اینده ای روشن
v : وفا دار بودن در عشق
e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست
نوشته شده توسط حامد در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 ساعت 1:1 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها